شهریور ۱۷
ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد. این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی
به پسر ادیسون اطلاع دادند که آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتاً کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به شکل مناسبی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.
پسر با خود اندیشید که احتمالاً پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند. پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: «پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی! حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است. وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیست پسرم؟»
پسر حیران و گیج جواب داد: «پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای!»
پدر گفت: «پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مأمورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد. در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم. الآن موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.»
توماس آلوا ادیسون سال بعد مجدداً در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.
منبع:www.novinyar.com
Share
شهریور ۱۲

ایدهها مثل رعد به ذهن میرسه و در لحظهای که ما ایدهای رو برای شروع یک کار جدید کشف میکنیم، در ناب بودن اون ایده شک نداریم. در اینکه ایده ما میتونه یک نوآوری تمام و کمال باشه و میتونه تاثیر بزرگی داشته باشه. اما وقتی چند روزی از ظهور این ایده ناب به ذهن میرسه، کم کم متوجه میشیم که موضوع به اون شکلی که فکر میکردیم هم نبوده. به دلایل زیادی ممکنه این اتفاق بیافته. مثلا اینکه میبینیم نمونههای کاری که میخواستیم انجام بدیم به شکلی وجود داره. یا اینکه در یک فرآیند جالب متوجه میشیم که موضوع اونقدرها هم که فکر میکردیم هیجان انگیز نبوده و فقط در اون لحظه فکر میکردیم به ایده نابی رسیدهایم. در این شرایط اتفاقی که میافته اینه که کاملا از ایده ناامید میشیم و به این نتیجه میرسیم که موضوع رو فراموش کنیم.
اما بعضی از ایدهها هم هستند که وقتی به ذهن میرسند، کمکم رشد میکنند و بزرگ میشن. کمکم پرورش پیدا میکنند. این ایدهها شانس بالایی برای به سرانجام رسیدن خواهند داشت. این ایدهها ذهن شخص رو مدتها درگیر میکنه. شخص در هر لحظه با اون ایده زندگی میکنه و هر روز به جزییات بیشتری از ایده میرسه. این دسته از ایدهها شخص رو میبره به سمت تحقیق و مطالعه بیشتر. اینکه دایره اطلاعات خودش رو درباره موضوعی که به ذهنش رسیده بیشتر کنه. کار به شکلی غیرجدی و گاه تفننی به عنوان یک فعالیت جانبی در کنار امور اصلی شروع میشه و کمکم با اضافه شده جزییات بیشتر تبدیل به یک حرکت بزرگ میشه.
اما در نهایت با ایدهها باید چهکار کرد؟ با افکاری که به ذهن میرسند و گاه ممکنه ما به آنها توجه نکنیم. راهحل بسیار سادهاست. خیلی از افراد هستند که برای ثبت و رسیدگی به ایدههایشان از دفترچههای کوچک جیبی استفاده میکنند. خیلیهای دیگر هم از موبایل استفاده میکنند. مهم نیست که از چه وسیلهای استفاده میکنید. مهم اینه که ایده را در لحظهای که به ذهن میاد ثبت کنید و بعد منتظر بمانید. در روزهای بعد اگر ایده به سراغ شما آمد و شما را ترغیب به حرکت کرد، معنیاش این است که کاری جدید شما را قلقلک میدهد و شما کمکم باید به آن توجه کنید. ایدهها نیاز به ثبت و پرورش دارند. ایدهخام مثل دانه گیاهی است که آن را روی میز گذاشته، تماشایش میکنید و تصور میکنید که روزی رشد خواهد کرد.
منبع:www.thecoach.ir
Share
تیر ۱۲

کشف تعصبات ریشهدار در یک شرکت و یا حتی در صنعت یکی دیگر از راههایی است که به کمک آن میتوان ذهن خود را از تفکرات وایدههای همیشگی که در جلسات مطرح میشوند، جدا کرد.
همه سازمانها یک رویکرد مشترک در مورد «شیوه انجام کار در شرکت» دارند. این شیوه معمولا در بر دارنده پیشفرضهای بدون بررسی در مورد تقاضای مشتریان و عناصر اساسی در استراتژی شرکت است که به ندرت مورد بازنگری قرار میگیرند.
با شناسایی و سپس به چالش کشیدن سیستماتیک باورهای مرکزی، شرکتها نه تنها میتوانند تواناییهای خود را بهبود ببخشد، بلکه میتوانند ازایدههای جدید در جهت بهبود وضعیت رقابتی خود استفاده کنند.
یک بنگاه مالی صادرکننده کارتهای اعتباری بینالمللی در طول رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ به دنبالایدههای جدید در تولید محصولات بود. رهبران شرکت میدانستند که نگرش و رفتار مصرفکنندگان عوض شده بود.
«اعتبار بانکی» در آن دوره واژه کثیفی قلمداد میشد و آنها احتیاج داشتند که شیوه دیگری را امتحان کنند.
برای یافتن اینکه کدام باور عمیق ممکن است باعث عقب ماندن شرکت شود، یک تیم از مدیران اجرایی به دنبال پیدا کردن تعصبات موجود در روشهای سنتی تقسیمبندی بازار در بخشهای خدمات مالی شرکت بودند. در نتیجهاین بررسی، برخی باورهای قدیمیتعصبآمیز به سرعت شناسایی شدند. تیم بهاین نتیجه رسید که به عنوان مثال استراتژی شرکت بهگونهای بوده که گویی تنها مشتریان ثروتمند به دنبال کارتهای اعتباری مخصوص سفر هستند، تنها مشتریان کم درآمدتر بدهیهای کارت اعتباری خود را دیر پرداخت میکنند و یا اینکه مشتریان ثروتمند درک بهتری از ابزارها و پیشنهادهای مالی پیچیده دارند.
روند به چالش کشیدناین باورها در شناسایی و کشف فرصتهای جدید و فوقالعاده به مدیراناین موسسه صادرکننده کارتهای اعتباری بسیار کمک کرد. آنها روشهای جدیدی را در پیش گرفتند که شامل ساده کردن محصولات، ایجاد برنامههای جدید تشویقی وایجاد دستهبندیهای جدید برای مشتریان شرکت بود؛ به گونهای که محصولات جدید شرکت بهتر در اختیار مشتریان قرار گیرند، میشد. مدیرانی که به دنبال کشف استعدادهای خلاق از طریق بررسی و کشف تعصبات در شرکت هستند و میتوانند با طرح سوال در مورد مشتریان، معیارهای موجود در صنعت، مدلهای کسب وکار و سپس با به چالش کشیدن جوابهای این سوالات به خواسته خود دست یابند. به عنوان مثال:
• در چه کسب وکاری مشغول به فعالیت هستیم؟
• مردم چه سطحی از خدمات مشتری را از ما توقع دارند؟
• مردم برای چه چیز هرگز حاضر به پرداخت پول نیستند؟
• چه نوع استراتژیهایی برای ما ضروری است؟
روابط بین پدیدهها را کشف کنید
نتایج آزمایش ومشاهده ۳۰۰۰ مدیر در طی یک دوره شش ساله، توسط استادان «کلیتون کریستنسن» «جفری دیر» و «هال گرگسن» در مجله هاروارد بیزنس رویو به چاپ رسید. آنها دراین مقاله پنج مهارت مهم را برای نوآوران ذکر میکنند. این مهارتها عبارتند از: ایجاد ارتباط، طرح سوال، مشاهده، آزمون وایجاد شبکههای اجتماعی. موثرترین آنها برایایجاد نوآوری کشف ارتباط موجود میان پرسشها، مسائل و ایدههای به ظاهر نامرتبط است.
تجربیات ما نیز قدرت کشف ارتباطات میان پدیدهها را برایایجاد نوآوری تایید میکند. ما یک راه ساده و قابل دستیابی برای کشف ارتباطات پیدا کردیم و آن بهرهگیری از تشابهات است. اجبار افراد به مقایسه دو شرکت (که در ظاهر ارتباطی با یکدیگر ندارند) باعث میشود تیمها پیشرفت قابل توجهی در زمینه نوآوری و خلاقیت داشته باشند. این پیشرفت به ویژه در زمینههایی که نیاز به ایدههای بکر داشت چشمگیر بود. منظور مااین نیست که شما باید از سایر سازمانها تقلید کنید (که ناامیدکننده به نظر میرسد) بلکه با استفاده از این رویکرد میتوانید به کمک سایر شرکتها تخیلات خود را به کار بیاندازید.
ما به تازگی این روش را در یک جلسه توفان فکری که اعضای آن را مدیران ارشد استراتژی چندین شرکت آمریکای شمالی تشکیل میدادند، اجرا کردیم.
قوانین بسیار ساده بود زمانی که نوبت به هر گروه میرسید ما از آنها میخواستیم تصور کنند اگر شرکت اپل میخواست شیوه
خردهفروشی شرکت را تعیین کند چگونه عمل میکرد. این مباحث به ارائه ایدههای جالبی انجامید. از جمله اینکه در یکی از نمایندگیهای فروش یکی از شرکتها، فضایی طراحی شد که مشتریان شرکت میتوانستند در آنجا محصولات را امتحان کنند.
البته اکثر شرکتها ازاین تاکتیک در جلسات تولید فکر یا جلسات حل مشکلات استفاده میکنند. به عنوان مثال، مدیران در این شرکت کارتهای اعتباری به کشف تشابهات با برندهای پیشرو در بازار پرداختند که با توجه به آنها شرکت میتوانست در زمینههایی که نیاز به پیشرفت داشت، راه خود را پیدا کند.
با مقایسه سازمان با هتل «استاروود»، یک برنامه تشویقی جدید به ذهن مدیران رسید و آن پاداش دادن به مشتریان در ازای پرداخت پیش از موعد یا به موقع (که رفتاری مناسب است) بود. چرا که پیش از آن شرکت تنها با دادن پاداش به مشتریان به ازای خرید بیشتر، مصرف بالا را که در شرایط کنونی رفتاری مضر تلقی میشود، تشویق میکرد.
به طور مشابه با مقایسه سیستمهای پشتیبانی شرکت با شرکتهایی چون آمازون و گوگل، این شرکت کارتهای اعتباری توانست شیوه تفکر خود در مورد مدیریت دادهها را تغییر دهد. شرکت تصمیم گرفت شیوه مدیریت دادههای خود را به گونهای تنظیم کند که مشتریان با تصمیمگیری در مورد محصولات، اطلاعات ارزشمندی را در مورد اولویتهای خرید خود در اختیار شرکت قرار دهند.
استفاده از مثالهای مشابه در دیگر شرکتها و برندهای مطرح، ساده است. تنها کاری که لازم است انجام دهید تهیه فهرستی از پرسشهای زیر و استفاده از آنها به عنوان نقطه شروع بحث است:
* اگر گوگل بود چگونه دادههای ما را مدیریت میکرد؟
* دیزنی چگونه مشتریانی مانند مشتریان ما را به جذب خود میکند؟
* اگر بر عهده خطوط هوایی جنوب غربی بود چگونه هزینههای ما را کاهش میداد؟
* اگر بر عهده زارا بود، چگونه زنجیره عرضه ما را طراحی مجدد میکرد؟
* اگر بر عهده هتل استاروود بود، برنامه وفاداری مشتری ما را چگونه طراحی مجدد میکرد؟
محدودیت ایجاد کنید
یکی دیگر از تاکتیکهای سادهای که میتوانید برای تشویق خلاقیت از آن استفاده کنید، ایجاد محدودیتهای مصنوعی در مدل کسب و کارتان است. اعمال محدودیت برایایجاد جرقه نوآوری ممکن است راهکاری دور از عقل به نظر برسد. اما بدون برخی از مکانیزمهای اجباری قدیمی و از مد افتاده، بسیاری از افرادی که به صورت بالقوه میتوانند ایدههای خلاقانه ارائه کنند، سردرگم در فضاهای ذهنی خود باقی میمانند و نمیتوانند بهایدههای مناسب دست یابند.
مثالهای زیر فهرست محدودیتهایی است که با موفقیت در جلسات طرحایدههای جدید استفاده شدهاند. اکثر مدیران به سادگی میتوانند سوالات دیگری را که بیشتر با کسب و کار خود آنها مرتبط است، مطرح کنند. در آغاز از شرکتکنندگان درخواست کنید جهانی را تصور کنند که در آن باید تابع محدودیتهای شدیدی باشند. به عنوان مثال:
* شما فقط میتوانید با مشتریان خود به صورت آنلاین در ارتباط باشید.
* شما فقط میتوانید به یک بخش از مصرفکنندگان خدمترسانی کنید.
* شما مجبور هستید از معامله تجارت- مشتری به تجارت- تجارت تغییر مسیر دهید. (یا برعکس)
* شما باید قیمت محصول خود را به نصف کاهش دهید.
شرکت ارائه کارتهای اعتباری از این شیوه استفاده کرد و فهرست محدودیتها در صنعت خود را به «ما نمیتوانیم با مشتریان خود تلفنی صحبت کنیم»، «ما نمیتوانیم هزینهای برای مبادلات پول دریافت کنیم»، «ما نمیتوانیم نرخ بهره را افزایش دهیم»، گسترش داد. طرحاین محدودیتهای ذهنی علاوه بر مزایای پیشبینی شده، یک فایده پیشبینی نشده نیز به همراه داشت و آن ایجاد آمادگی در شرکت برای برخورد با محدودیتهای قانونی بود که چندی بعد بر شرکت اعمال شدند. از جمله این محدودیتها ممنوعیت افزایش نرخ بهره برای دارندگان کارتهای اعتباری شرکت بود.
خلاقیت، یک خصوصیت متعلق به تعدادی افراد خوش شانس نیست. با قرار دادن کارکنان در محیطهای غیرمنتظره و جدید، مقابله با تعصبات ریشه دوانده در شرکت، کشف روابط بین پدیدهها و تلاش برای غلبه بر محدودیتهای سخت، شما میتوانید به طور چشمگیری خلاقیت کارکنان و بهرهوری آنها (و خود) را افزایش دهید.
منبع:www.novinyar.com
Share
خرداد ۲۸
ایران اکونومیست: شرکت اتومبیل سازی ولوو اقدام به ساخت ماشینی کرده که مخصوص استفاده خانمهاست.
YCC که برگرفته از Your Concept Car و به معنی “ماشین مفهومی شما” نامگذاری شده، اولین اتومبیلی است که منحصرا به سفارش زنان و برای زنان در شرکت ولوو ساخته شده است.
برخی از ویژگیهای این خودرو:
۱٫ هیچ راهی برای دسترسی راننده(خانوم ها) به موتور و قسمت های حساس وجود ندارد یعنی کاپوت ماشین باز نمی شود.
علتش این است که این ماشین فقط در هر ۵۰٫۰۰۰ کیلومتر نیاز به تعویض روغن دارد و در صورت نیاز به هر نوع سرویس خودش توسط فرستنده بی سیم به نزدیکترین تعمیرگاه مجاز خبر میدهد!
۲٫ با لاستیک پنچر قادر به ادامه حرکت است یعنی راننده نیازی به توقف و تعویض لاستیک ندارد!
۳٫ راننده فقط میتواند به ماشین بنزین بزند و یا آب شیشه شور را پر کند. ضمنا در باک و مخزن شیشه شور طراحی خاصی دارد که با بیرون کشیدن سرشلینگی خودبخود بسته می شود !
۴٫ قبل از اینکه راننده بخواهد پارک کند سیستم هوشمند تشخیص می دهد آیا جای کافی برای پارک هست یا نه و در صورت وجود جای خالی به راننده برای پارک کمک می کند!
۵٫ چون خانوم ها معمولا آنقدر خرید می کنند که دستهایشان کاملا پر است و برای بازکردن در بخصوص در مواقع بارندگی دچار مشکل میشوند سیستم درها طوری طراحی شده که با رسیدن راننده کنار ماشین خودبخود نزدیکترین در باز می شود!
۶٫ کاپوت جلو و گلگیرها و قوس سقف طوری طراحی شده که راننده بتواند فاصله های جلو و عقب ماشین را کاملا تشخیص دهد!
۷٫ پدال ها در صورت تصادف جمع می شوند تا صدمه ای به پای راننده وارد نشود!
۸٫ فرمان و صندلی و پدالها و پنل جلو با راننده بصورت خودکار تطبیق داده میشود!
۹٫ از آن جا که خانوم ها تمایل زیادی به تغییر دکوراسیون و مبلمان خانه دارند برای تامین این نیاز روکش صندلیها و کلا تودوزی براحتی قابل تعویض است.

Share
خرداد ۰۱

پروژه Invent with Nokia ابتکار جدید نوکیا است که مردم را تشویق میکند تا ایدههای عالی خود برای محصولات آینده و سرویسهای پیشِ رو با نوکیا به اشتراک گذارند. اگر یک ایده به ثبت رسید، نوکیا بابت آن به شما دستمزد میدهد. در ادامه مطلب خواهید خواند که چگونه میتوانید شما هم در این پروژه شرکت کنید.
به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از آی تی ایران، داشتن یک ایده خوب تنها یک طرف قضیه است. عملی کردن و به ثبت رساندن یک ایده اغلب بسیار مشکلتر از خود آن است؛ علاوه بر این هم هزینهبر است و هم وقتگیر. بنابراین به ندرت ایدهها ثمربخش هستند و به نتیجه میرسند. آیا میدانید اگر شما ایده جالبی در مورد محصول آینده یا قابلیت یا سرویس جدیدی در ذهن دارید چه باید بکنید؟ نوکیا به تازگی برنامه جدیدی را معرفی کرده که با کمک آن همه میتوانند ایدههای خود را ارائه دهند.
وبسایت Invent with Nokia برای ارائه ایدههای همه، در اختیار شماست. حتی اگر یک ایدهپرداز تماموقت نیستید و یک ایده مبتکرانه و مفید دارید که میتوان آن را در سرویسها و محصولات آتی نوکیا به کار برد، دست به کار شوید و فقط کافیست تصور کنید که ایده شما توسط شرکتی مثل نوکیا به واقعیت بپیوندد و عملی شود. برای اینکه ایده خود را ثبت کنید باید در وبسایت مربوطه عضو شوید و اطلاعاتی غیرمحرمانه در مورد ایده یا اختراع خود با نوکیا در میان گذارید.

ایده شما پذیرفته و در نتیجه ثبت شد، پاداش مالی آن ارزش زحمتی که کشیدید را خواهد داشت و ممکن است در آینده اگر محصول یا سرویسی بر پایه ایده یا اختراع شما تولید شد و مشتریها از آن راضی بودند، باز هم به شما پاداشی پرداخت شود. علاوه بر پاداش مالی، شما به شهرت میرسید و به عنوان مخترع آن اثر یا ایده به همه دنیا شناسانده میشوید و همه میدانند که شما که هستید.
هم اکنون هزاران نفر برای نوکیا در حال فکر کردن در مورد ایدههای مبتکرانه جدید هستند، اما با قرار دادن این ابتکار در اختیار مردم سراسر جهان، بیشک نوکیا طرحهای جدید و هیجانانگیزتری را خواهد دید. اگر یک ایده عملی دارید عضو وبسایت Invent with Nokia شوید. ما مشتاقانه در انتظار واقعی شدن این ایدهها هستیم. فقط در اینجا ایدههایتان را به ما بگویید.
منبع:پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام
Share
اردیبهشت ۱۶
باز هم صحبت از ایده هست. من عاشق ایدههای نو هستم. ایدههایی که جلوی چشم هستند و یک نفر کشفش میکنه. ما همیشه برای استفاده از سس کچاپ یا گوجهفرنگی اون رو سر و ته میکنیم و اون رو به طرف زمین تکون می دیم تا سس به دهنه بطری برسه. خب حالا یه طراحی میاد و در بطری رو میذاره پایینش یا به عبارت دیگه از همون اول سر و تهش میکنه. این یعنی قاپیدن یک ایده زودتر از رقبا.
حالا دو خودکار همشکل و هماندازه رو در نظر بگیرید که جفتشون نوک توپی دارن و از یک سیستم هم استفاده میکنن. اون وقت یکیشون دو برابر اون یکی جوهر داره. چطور چنین چیزی ممکنه؟
چهار طراح کرهای این ایده رو مطرح کردن که مغز خودکار رو به طور مارپیچ طراحی کنند. به این ترتیب طول لوله دو برابر شد و در نتیجه جوهر درونش هم به دو برابر افزایش پیدا کرد و در نهایت طول عمر خودکار هم دو برابر شد.

هر چند این طراح برای طراحانش جایزه iF رو به ارمغان آورد اما تولیدکنندگان خودکار شاید چندان دل خوشی از این ایده نداشته باشن برای این که فروش خودکارشون نصف میشه. البته شاید فکر کنید حالا که این طراحان داشتند لوله رو میپیچوندن، خوب بیشتر میپیچوندن که طولش بیشتر بشه. راستش پیچوندن بیشتر این لوله حول محور خودش، هر چند طول لوله و جوهر رو بیشتر میکنه اما مغز این نوع خودکار باید شیب مناسبی به سوی پایین داشته باشه تا جوهرش بتونه بر اساس جاذبه زمین حرکت کنه. اگه نه خودکار کار نخواهد کرد.
منبع:osyan.net
Share
اردیبهشت ۰۸

خود را مجبور را به پیشرفت کنید …
در گذشته های نه چندان دور آدمهایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل مطمئن دولتی داشند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند.
آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه را به عنوان یک روش زندگی خیلی از خانواده ها به فرزندانشان یاد می دادند ….
اما گذشته ها گذشته … این روزها برای موفقیت باید جسور بود …باید خطر کرد …باید مسولیت همه ی چیز را بر عهده گرفت …
این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید …در همه چی ! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و …و…
نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند فرصت کوتاه حیات را “زندگی” کنند پیام شفافی می دهد …
شما هم از همین دسته اید ؟؟
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.کوسه جندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند….
شما هم می توانید ..
- به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
- از بازی لذت ببرید.
- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بیشمار هستند تسلیم نشوید ، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .
- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارتهایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید .
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید.
منبع:www.zarbolmasal.com
Share
اردیبهشت ۰۱
۱۰ مارس ۱۸۷۶ بود که «الکساندر گراهام بل» اولین تماس تلفنی موفقیتآمیز را به انجام رسانید. او به همکارش که در اتاق کنار بود گفت: «آقای واتسون — اینجا بیا — میخواهم ببینمت.»
بل اولین تجربیات با تلفن، همانند بیشمار تجربیات و ایدههای دیگر را در دفترهای آزمایشگاهش ثبت کرد. بر این باور هستند که اولین طرح از سیستم تلفن گراهام بل، طرح زیر باشد.

دفترها گنجینهای گرانبها از تلاش ذهن بغایت خلاق او، طی یکی از مهیجترین دورههای نوآوری در تاریخ است. متاسفانه دستنوشتههای بل از جنس همان ظرافت طرحهایش نیست. با این همه، حتی بدون وجود توضیحات کامل دربارهی اینکه او به چه فکر میکرد، همچنان میتوانیم از نبوغ بل لذت ببریم.
بل جلب ایدهی پرواز مشابه هلیکوپتر شده است.
گاهی هم دفترهای او اتفاقهای ساده از زندگیاش را به تصویر میکشید، مانند این روز که باد خیلی ضعیف به او اجازهی به پرواز در آوردن بادبادکهایش را نمیداد. بنابراین او از اسب کمک میگیرد.

دفترهای بل تنها شامل طرحها و نوشتهها نمیشد. او همچنین بریده روزنامه از عناوینی که به آنها علاقهمند بوده را نگه میداشته است؛ مثل شهابسنگها و هواپیماهای اولیه.

این هم شیوهای برای حمل سیم تلگرافی.

طبق یک یادداشت ضمیمه، او از چنین ابزارآلاتی برای کسب تجربیات دربارهی سیمهای تلگراف مدفون شده استفاده کرده است. به عبارت دیگر، تصویر زیر، طرح او از خودش است.

برخی از ابداعات بل سادهتر از تلفن بودند. در طرح زیر او دستگاهی را تصور کرده است که به چندین فرد کمک میکند که شیای را جابهجا کنند. در انتهای طرح نوشته شده است: «یک، دو، سه – حرکت»

مشخص نیست تصویر زیر در چه مورد است… بهتر است از قوهی تخیلتان کمک بگیرید.

دفترهای بل پر از انواع باور نکردنی طرحها مانند این پرندهی مرده است.

دفترهای بل توسط «کتابخانه کنگره ملی آمریکا» نگهداری میشود.
منبع:http://www.1reza.net
Share
فروردین ۲۵
دو روز پیش فیلم The Way Back رو دیدم.فیلم در مورد یک گروهی که از کمپ های کار اجباری روسیه در سیبری فرار میکنن،در مسیرشون از صحرای تبت میگزرند که از فرط تشنگی به یه چاهی میرسند.

سوال من اینجاست
اون ها بین رفتن و از تشنگی هلاک شدن و ماندن و از گرسنگی مردن موندن.همش به خاطر اینه که هیچ وسیله ای برای حمل آب ندارن.
فقط یه بطری و یک مشک که کفاف بقیه راه رو نمیده.
حالا شما اگر جای اون ها بودید چی کار میکردید.با خلاقیت و نوآوری یه راه یا راه هایی پیدا کنید که توی این راه زنده بمونید
این فیلم رو به کسایی که ندیدن توصیه میکنم(داستانشم واقعیه)به خوصوص پایانش

Share
دیدگاه های تازه