افسانه در شبکه های اجتماعی درباره بهار عربی بهار عربی: 10 سال در اخبار


به دنبال قیام 6 ژانویه در کپیتول هیل در واشنگتن دی سی ، نقشی که شبکه های اجتماعی در این حوادث بازی کردند مورد توجه رسانه های ایالات متحده قرار گرفت. سالهاست که ایدئولوگ های ساحلی برای ترویج ایدئولوژی ها و توطئه های افراطی خود و استخدام تعداد زیادی از هواداران برای اهداف افراطی خود از سیستم عامل های آنلاین بی مزاحم استفاده می کنند.

سرانجام ، خشم آنها به دنیای واقعی سرازیر شد و منجر به طوفانی مرگبار ساختمان کنگره شد و بنیان های دموکراسی آمریکا را متزلزل کرد. وقتی سیستم عامل های رسانه های اجتماعی مانند توییتر و فیس بوک وارد عمل شدند ، بسیاری فهمیدند که خیلی کم است ، خیلی دیر است.

اگرچه ناآرامی های 6 ژانویه تقریباً همه را متعجب کرد ، اما ما در کشورهای عربی مدتی می دانیم که این سیستم های رسانه های اجتماعی تهدیدی برای دموکراسی هستند. برای مدت طولانی ، به شرکت های بزرگ فناوری اجازه داده شده است که بهترین داور آزادی بیان آنلاین و پناهگاه سخنان نفرت انگیز و اطلاعات غلط باشند. آنها از این ایده استفاده می کنند که به تحریک بهار عربی کمک کرده اند و بنابراین نیرویی برای آزادی و دموکراسی هستند.

ده سال پس از انقلاب های عربی ، فیس بوک ، توییتر و گوگل به فعالان قدرتمندی در کارزارهای گسترده ضد اطلاعات ، آزار و اذیت ، سانسور و تحریک به خشونت علیه فعالان ، روزنامه نگاران ، مدافعان حقوق بشر و هرگونه صدای نفرت انگیز تبدیل شده اند.

به دور از ابزاری انقلابی یا حتی دموکراتیک ، رسانه های اجتماعی در جهان عرب اکنون به یک فضای سیاسی قدرتمند و خطرناک تبدیل شده اند. و علیرغم شکایتها و درخواستهای مکرر فعالان عرب و سازمانهای جامعه مدنی ، هیچ یک از شرکتهای بزرگ فناوری در پشت این بسترهای رسانه های اجتماعی تلاش زیادی برای جلوگیری از این سوuses استفاده ها و تغییر سیاست های خود نکرده اند.

شکستن اسطوره شبکه های اجتماعی

در روزهای آغازین قیام های عربی ، هنگامی که بسیاری از فعالان از فیس بوک و توییتر برای سازماندهی و تقویت خواسته های خود استفاده می کردند ، غول های شبکه های اجتماعی از این فرصت استفاده کردند تا خود را به عنوان بسترهایی برای فعالیت و مقاومت سیاسی نشان دهند. تا به امروز ، بسیاری از رسانه ها ادعا می کنند که “رسانه های اجتماعی بهار عربی را ایجاد کردند” و این “انقلابی در فیس بوک” است.

اما دانشمندان علوم اجتماعی بارها این افسانه را درهم شکسته و مطالبی انتقادی درباره نقشی که این شرکتهای فناوری در ناآرامیهای سیاسی در تونس ، مصر و سایر کشورهای عربی ایفا کرده اند ارائه داده اند.

در سال 2011 ، لیزا اندرسون ، رئیس وقت دانشگاه آمریکایی در قاهره ، اظهار داشت که “مبارزات مصر در فیس بوک تجسم مدرن [early] شبکه های ملی گرای عربی “، و اینکه” داستان مهم “بهار عربی استفاده از فن آوری های رسانه های اجتماعی نیست ، بلکه چگونگی طنین آرزوهای انقلابی در جهان عرب است.

در یک مقاله آکادمیک 2012 ، ویلیام هومنز و جیلیان یورک ، محققان رسانه ای استدلال کردند که سیاست های شرکت های رسانه های اجتماعی در واقع اقدامات جمعی را به نوعی محدود می کند و مانع فعالیت سیاسی می شود. در گزارشی در سال 2015 ، چونگ یون بونگ اقتصاددان و ایتان هولندر ، دانشمند علوم سیاسی به این نتیجه رسیدند که بین استفاده از اینترنت یا شبکه های اجتماعی و ناآرامی های مردمی رابطه معناداری وجود ندارد.

فراتر از بحث سنتی بین افراد مشکوک در فضای مجازی و علاقه مندان به فضای مجازی ، آنچه برای کسانی که روزهای آغازین انقلاب های عربی را مشاهده کرده اند واضح است این است که رسانه های اجتماعی تنها یک کانال برای شبکه های اجتماعی و سیاسی در میان بسیاری دیگر است که به آغاز جنبش های اعتراضی کمک کردند. .

با این حال شرکت های Big Tech به طرز موذیانه ای از افسانه های شبکه های اجتماعی به عنوان “بستر بهار عربی” استفاده کرده اند تا از آنها برای گسترش مشتریان ، افزایش تعاملات و ایجاد چارچوبی برای احترام به مدل های معیوب تجاری خود استفاده کنند. آنها همچنین از آن برای مقابله با انتقادات و تلاش های نظارتی و نادیده گرفتن خواسته ها و کمپین های مکرر سازمان های جامعه مدنی عرب و فعالان حقوق دیجیتال برای محافظت از حریم خصوصی و حق آزادی بیان استفاده کرده اند.

شکست خطرناک تعدیل محتوا

فیس بوک ، توییتر ، مایکروسافت و گوگل همچنین علاقه چندانی به ایجاد سازوکارهای قوی و واضح برای تعدیل محتوای برای جلوگیری از گسترش سخنان نفرت و اطلاعات غلط در سیستم عامل های خود در خاورمیانه و شمال آفریقا نشان نمی دهند.

اگرچه بیگ تک به عنوان نیرویی برای پیشرفت و توسعه معرفی شده بود ، حتی قبل از آغاز بهار عربی با دولت های سرکوبگر در خاورمیانه و شمال آفریقا همکاری می کرد. به عنوان مثال ، در سال 2011 ، کابل های سفارت ایالات متحده که توسط ویکیلیکس منتشر شد ، نشان داد که در سال 2006 مایکروسافت توافق کرده است تا در ازای دریافت تصمیم رئیس جمهور زین العابدین بن علی ، رئیس جمهور زین العابدین بن علی ، مقامات اجرای قانون را در زمینه فناوری اطلاعات آموزش دهد.

پس از وقوع بهار عربی ، کشورهای عربی احساس کردند که نیاز به کنترل بیشتر فعالیت های آنلاین شهروندان خود دارند. سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به جای دفاع از آزادی بیان در برابر اقدامات سانسور دولت ، هزاران حساب از مخالفان سیاسی را در تونس ، فلسطین ، مصر ، سوریه و جاهای دیگر متوقف و از بین بردند. آنها همچنین به طور خودسرانه محتوایی را که طرفدار آزادی بیان ، عدالت و حقوق اساسی انسان است بارگیری می کنند و هیچ توضیحی ارائه نمی دهند.

این امر باعث شد SMEX مستقر در لبنان ، که طرفدار حقوق دیجیتال در منطقه عرب است ، نامه ای سرگشاده با امضای بیش از 40 سازمان جامعه مدنی بنویسد و از فیس بوک ، توییتر و یوتیوب بخواهد ساکت کردن صدای منتقدان در خاورمیانه و شمال آفریقا در این نامه آمده است: “تعلیق حساب خودسرانه و غیرشفاف و حذف سخنرانی های سیاسی و مخالف چنان منظم و منظم شده است كه نمی توان آنها را به عنوان حوادث منفرد یا نتیجه اشتباهات گذرا در تصمیم گیری خودكار رد كرد.”

شرکت های رسانه های اجتماعی نیز در مقابله با استفاده روزافزون از مهندسی اجتماعی ، اطلاعات نادرست و عملیات ترول در سیستم عامل های خود کار زیادی انجام نداده اند. به عنوان مثال در عربستان سعودی “ارتش ترول” برای سرکوب هرگونه ابراز مخالفت در شبکه های اجتماعی مانند توییتر ایجاد شده است.

در تونس ، صفحات فیس بوک قبل از انتخابات 2019 سلاحی برای پخش پیام های سیاسی از بازیگران سیاسی ناشناس در تلاش برای تغییر آرا بود. گزارش توسط Democracy Reporting International Tunis و انجمن تونس برای یکپارچگی و دموکراسی در انتخابات (ATIDE) خاطرنشان می کند که نبود یک کتابخانه تبلیغات فیس بوک مناسب برای تونس به عدم شفافیت اجازه می دهد تا به این کارزارهای سیاسی برانداز اجازه دهد.

ما هنوز نمی دانیم که این شرکت ها چگونه در مورد تعلیق حساب ها و پست ها تصمیم می گیرند ، زیرا آنها شفافیتی در مورد شیوه های تعدیل محتوای خود ارائه نداده اند. در سال 2019 و 2020 ، توییتر و فیس بوک فاش کردند که صدها حساب “رفتار غیر استبدادی هماهنگ” را متوقف و حذف کرده اند ، که شامل اطلاعات نادرست ، هرزنامه و دستکاری شده توسط دولت است. در مقایسه با تعداد غیر قابل دستیابی ترول ها و ربات ها در شبکه های اجتماعی عربی ، این ارقام مضحک است.

آنها نه تنها نشان می دهند که شیوه های فعلی تعدیل محتوای در حال شکست هستند ، بلکه شرکت های رسانه های اجتماعی تمایلی به پرداختن به نقش خطرناکی که سیستم عامل های آنها در تضعیف جنبش های دموکراتیک و مخالفت و ترویج سیاست های واپسگرایانه و خشونت آمیز دارند ، ندارند.

مورد غیرممکن پاسخگویی

در چند سال گذشته ، ATIDE تونس ، SMEX لبنان و شبکه اطلاع رسانی حقوق بشر عربی مصر ، و همچنین سازمان های بین المللی حقوق مدنی مانند Access Now و Electronic Frontier Foundation ، در حمایت از اقدامات فوری برای مقابله با اطلاعات غلط و سخنرانی فعال بوده اند. نفرت در شبکه های اجتماعی. رسانه ها در خاورمیانه و شمال آفریقا.

آنها از شرکتهای بزرگ فناوری خواسته اند تا به اقدامات ناعادلانه تبعیض آمیز خود پایان دهند ، در تجربه منطقه ای در تعدیل محتوا سرمایه گذاری کنند و در مورد سیاستها و روشها شفافیت بیشتری کسب کنند.

با این وجود ، علی رغم تعداد زیادی از مبارزات و شواهد نگران کننده که تهدیدهای دیجیتال برای دموکراسی خطرناک تر و گسترده تر می شوند ، شرکت های Big Tech همچنان نقش حیاتی خود را در تضعیف جنبش های دموکراتیک و آزادی بیان در جهان عرب و نادیده گرفتن دعوت برای اجرای اصلاحات فوری و طولانی مدت.

فیس بوک و توییتر با استناد به تحولات در این زمینه ، اغلب به دنبال اجتناب از مسئولیت و خواستار پاسخگویی بیشتر هستند. در یک پست 2018 وبلاگ درباره تأثیر رسانه های اجتماعی بر دموکراسی ، سامید چاکرابارتی ، مدیر محصولات تعامل مدنی فیس بوک ، به این نتیجه رسید که “این مرز جدیدی است.”

با این حال ، هیچ یک از این موارد جدید نیست. خشونت گفتمانی که در رسانه های سنتی یا جدید پخش می شود ، همیشه برای تحریک خشونت سیاسی در مقیاس وسیع ضروری بوده است. وحشت استعمار ، هولوکاست ، نسل کشی در رواندا و … در بسترهای عمومی رسانه های مختلف که سخنان نفرت انگیزی را گسترش می دهند ، تصور می شد که غیرانسانی سازی و خشونت جمعی علیه “دیگری” را قانونی می داند.

بعید است مسئولیت قانونی در خاورمیانه و شمال آفریقا اعمال شود ، زیرا بعید است مقامات محلی قانونی را برای مجازات سو ab استفاده هایی که خود آنها درگیر هستند تصویب کنند. در همین حال ، قوانینی که در غرب برای تنظیم سیستم عامل های رسانه های اجتماعی تصویب شده است ممکن است در جاهای دیگر اعمال نشود و هیچ اراده سیاسی برای اجرای آنها در جنوب جهانی وجود نداشته باشد.

انتظار می رود شرکت های بزرگ فناوری نیز شروع به تنظیم خود کنند. همانطور که نیک سرنیچک ، دانشمند اقتصاد دیجیتال استدلال می کند ، پیگیری مرگبار این پلتفرم برای سرمایه داری و بی توجهی کامل به اصول دموکراتیک حریم خصوصی و آزادی بیان از ویژگی های تفکیک ناپذیر مدل های تجاری شرکت های با فناوری پیشرفته است. برای آنها سود بیشتر از هر گونه هزینه اخلاقی یا سیاسی است که می توانند متحمل شوند.

در جهان عرب ، این رفتار غیرمسئولانه و سود جویانه منجر به وحشیگری فضای عمومی دیجیتال ، قبیله گرایی افراطی گفتمان سیاسی و تحریک به خشونت سیاسی شده است.

شرکت های رسانه های اجتماعی بیش از حد قدرتمند و یا بسیار شکسته اند که نمی توانند واقعاً خودتنظیم شوند یا تحت نظارت قرار گیرند. تنها راه حل اخلاقی و منطقی برچیدن آنهاست.

نظرات بیان شده در این مقاله از نظر نویسنده است و لزوماً منعکس کننده تحریریه الجزیره نیست.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *