میراث راتکو ملادیچ و مماشات جنایتکاران جنگی نظرات

[ad_1]

در 8 ژوئن ، دادگاه سازمان ملل حکم رئیس ارتش و جنایتکار جنگ صرب بوسنیایی ، راتکو ملادیچ را به دلیل نسل کشی ، جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی که در طول جنگ بوسنی مرتکب شد ، تأیید کرد. سازوکار بین المللی باقیمانده برای دادگاه های کیفری لاهه ، فرجام خواهی ملادیچ را رد کرد و بدین ترتیب حکم حبس ابد وی را تأیید کرد.

رهبران جهان از خاتمه دادرسی 9 ساله علیه ملادیچ استقبال کردند ، در حالی که جو بایدن ، رئیس جمهور ایالات متحده گفت تصمیم نهایی “نشان می دهد کسانی که مرتکب جنایات وحشتناک می شوند ، پاسخگو خواهند بود” و “عزم مشترک ما را برای جلوگیری از جنایات آینده با ایجاد منشأ همه جانبه تقویت می کند جهان “.

در حالی که بسیاری در غرب معتقدند که “عدالت اجرا شده” و زمان برگرداندن صفحه ، برای بوسنی زخم های جنگ همچنان پوسیده است. ملادیچ و چندین نفر از همکارانش ممکن است پشت میله های زندان باشند ، اما ایده ها و اقدامات آنها همچنان سیاست بوسنی را شکل می دهد و زندگی بوسنیایی را آزار می دهد. بزرگترین میراث وی – یک واحد خودمختار پاک قومی ، جمهوری جمهوری سرپسکا ، که از بوسنی تراشیده شده است – تحت رهبری فرزندان ایدئولوژیک خود زندگی می کند و همچنان الگویی برای جنایتکاران جنگ و تروریست ها در سراسر جهان است.

میراث ملادیچ

قبل از جنگ ، سرزمینی که اکنون در جمهوری جمهوری سرپسکا قرار دارد از نظر قومی متنوع بود ، مانند سایر مناطق بوسنی ، با حدود 30 درصد از جمعیت بوسنیایی (مسلمان). با این حال ، این نسل کشی منجر به همگنی قومی شد و شهرهایی مانند بانیا لوکا ، پریژدور ، سربرنیتسا و ویشگراد بیشتر جمعیت بوسنیایی خود را از دست دادند.

امروز ، جمهوري سرپسكا به رهبري ميلوراد دوديك ، منكر سرافراز نسل كشي و شاهد دفاع از دادگاه هاي دادگاه هاي مالاديچ و رئيس جمهور سابق جمهوري سرپسكا و رادوان كارادزيچ مجرم محكوم به جنگ است.

از زمان روی کار آمدن در سال 2006 ، دودیک به طور سیستماتیک سیاست هایی را دنبال می کند که زندگی را برای بوسنیایی که به خانه های خود در جمهوری سرپسکا بازگشته اند یا می خواهند این کار را انجام دهند ، دشوارتر کند.

او ادعا می کند که بوسنیایی های در حال بازگشت برای “اشغال مجدد” آنچه او به عنوان سرزمینی می داند متعلق به صرب ها است. وی برای محدود کردن چنین بازدهی ، قوانینی را خواستار شد که اجازه مصادره زمین و املاک بوسنیایی ها و کروات هایی را که در طول جنگ مجبور به فرار شده بودند ، کند.

تحت هدایت وی ، مدارس جمهوری جمهوری سرپسکا همچنان حق قانونی کودکان بوسنیایی را برای تحصیل در بوسنیایی نفی می کنند. نهادهای دولتی همچنین از نظر شغل و فرصت های خدماتی تبعیض قائل به غیر صرب ها هستند.

بیشتر نخبگان سیاسی جمهوری سرپسکا نسل کشی را انکار می کنند و از محکومیت ملادیچ ، کارادزیچ یا هر یک از دیگر مجرمان جنگ مجرم خودداری می کنند. در اوایل ماه مه سال جاری ، قانونگذار این کشور تقاضای والنتین اینزکو ، نماینده عالی سازمان ملل در بوسنی و هرزگوین را برای پس گرفتن افتخارات دولتی اعطا شده به جنایتکاران جنگی مانند کارادزیچ رد کرد.

تحت این رهبری سیاسی ، هیچ توبه یا حتی بحث عمومی در مورد آنچه در طول جنگ اتفاق افتاده بود وجود نداشت ، و مجرمان جنگ مجرم همچنان جشن می گیرند. مغازه های سوغات فروشی در بانی لوکا ، پایتخت جمهوری سرپسکا ، پوسترها ، تی شرت ها و لیوان هایی با چهره های خود را به طور آشکار می فروشند ، در حالی که خیابان ها و مدارس در بسیاری از شهرهای جمهوری سرپسکا نام جنایتکاران جنگی را یدک می کشد.

جای تعجب نیست که نسل پس از جنگ – که در این فضای نفرت پرورش یافته است – انکار نسل کشی و میراث ملادیچ را کاملاً پذیرفت. شهردار بانی لوکا ، دراسکو استانیووکوویچ ، نماینده این نسل ، نمونه ای عالی است.

این جوان 28 ساله نه تنها از تماس با ملادیچ ، کارادزیچ و دیگر جنایتکاران جنگ امتناع ورزید ، بلکه به نظر می رسید طرفدار چتنیک های فاشیست ، نیروهای شبه نظامی یوگسلاوی متحد آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود. دیدگاه های رادیکال و فعالیت های استانیووکوویچ باعث ستایش او از جمله مجرم علیه جنایات جنگی و چریکی که خودش توصیف می کند ، ووییسلاو شیشلی است.

مماشات جنایتکاران جنگی

قدرتی که میراث ملادیچ امروز نیز همچنان در اختیار دارد ، ارتباط زیادی با سیاست های صلح بخشی غرب دارد.

به نظر نمی رسد که اروپای غربی از اواخر دهه 1930 که بارها و بارها به خواسته های هیتلر تن داد ، امیدوار بود که صلح فقط به جنگ کشیده شود. تقریباً 60 سال بعد ، او هنگامی که سعی در اطمینان دادن به رهبران نظامی جمهوری سرپسکا داشت ، همین اشتباه را مرتکب شد.

در پاییز سال 1995 ، درست زمانی که ارتش بوسنی علیه نیروهای صرب در حال پیشروی بود و مناطقی را که از نظر قومی پاکسازی شده بودند ، آزاد کرد ، دولت کلینتون به سرعت جنگ را خاتمه داد.

این جلسه خواستار مذاکرات صلح و میانجیگری در توافق نامه ای شد که ایجاد ملادیچ و کارادزیچ ، جمهوری جمهوری سرپسکا را در قانون اساسی بوسنی به ثبت رساند و به آن اعتبار بین المللی داد. این اقدام هدف ملی گرایانه صربستان را قانونی و مشروعیت بخشید و پیامی محکم ارسال کرد که رویای “صربستان بزرگ” هنوز زنده و حتی قابل تحقق است.

در طول دو دهه آینده ، غرب همچنان به آرامش بخشیدن به این ایدئولوژی های قاطع نسل کشی ادامه داد. هنگامی که ایالات متحده در سال 2017 تحریم های دودیک را اعمال کرد ، اتحادیه اروپا تصمیم گرفت که به رغم اعتراف به سیاست های خطرناک قومی که رهبر صربستان در جمهوری سرپسکا بازی می کند ، از این الگو پیروی نکند. در سالهای بعد ، پایتخت های اتحادیه اروپا همچنان به دیدار دودیک در دیدارهای رسمی می پرداختند ، بدون اینكه وی به هیچ وجه وی را به دلیل انكار نسل كشی مقصر قلمداد كنند.

چنین نمایشی از ضعف در برابر ایدئولوگ های نسل کشی ، یکپارچگی ارزش های غربی را زیر سال برده و سیگنال خطرناکی را به بقیه جهان ارسال کرده است که بنگاه های نسل کشی با یکدیگر درگیر نخواهند شد و رهبران آنها فقط اطمینان خواهند یافت.

به نظر نمی رسد که مجازاتی که برای جنایتکاران جنگ صرب بوسنیایی صادر شده است باعث دلسردی جنایات شود. نسل کشی ها در دهه گذشته در سراسر جهان ادامه داشته است و جوامع بین المللی چندان به آن واکنش نشان نداده اند. جنایتکاران جنگ جاه طلب ، پرونده ملادیچ را الگویی برای چگونگی قانونی کردن موفقیت آمیز خونریزی وحشیانه می دانند. تروریست های راست افراطی مانند آندرس بریویک و برنتون تارانت نیز از “قهرمانانی” مانند ملادیچ و کارادزیچ الهام گرفته اند.

در جمهوری سرپسکا ، این اطمینان طرفداران ملادیچ را تشویق می کند و از هر گونه چالش با داستان غالب انکار نسل کشی دلسرد می کند. این تنها عملکرد دولت بوسنی را عمیق تر می کند و کشور را به یک فاجعه سیاسی یا حتی یک درگیری نسل کشی دیگر نزدیک می کند.

آنچه راژکو واسیچ ، معمار ایدئولوژی حزب دودیک ، اخیراً پس از تخریب یک کلیسای ارتدکس به طور غیرقانونی در زمین بوسنیایی در روستای کنزویچ قطب ، گفت. وی در توئیتی نوشت: “در جنگ آینده ، بسیاری از انسانهای بی گناه به همین دلیل خواهند مرد.”

آرامش ، همانطور که از تاریخ آموخته ایم ، فقط به جنگ منجر می شود.

نظرات بیان شده در این مقاله از دیدگاه نویسندگان است و لزوماً منعکس کننده تحریریه الجزیره نیست.



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *