چرا سیاستمداران آمریکایی نمی توانند کلمات “آپارتاید اسرائیلی” را بگویند. اورشلیم


در چند هفته گذشته ، در حالی که نیروهای استعماری اسرائیل خشونت وحشیانه خود را علیه فلسطینیان در قدس اشغالی افزایش دادند ، بسیاری امیدوار بودند که واکنش تند دولت جدید بایدن را بدست آورند.

اما این اتفاق نیفتاد. در عوض ، ما بار دیگر شنیده ایم که وزارت امور خارجه آمریکا در مورد “اقدامات یک جانبه که باعث تشدید تنش ها می شود” به شدت نگران است و مقامات اسرائیلی و فلسطینی باید “برای کاهش تنش قاطعانه عمل کنند”.

برخی فلسطینی ها انتظار بیشتری از اعضای “مترقی” مجلس قانونگذاری ایالات متحده داشتند. اما آنها همچنین سخنان خود را در تعبیرهای زیبا پوشاندند. آندره کارسون ، نماینده ، در توییتر خود نوشت که “از تلاش اسرائیل برای بیرون راندن اجباری فلسطینی ها از خانه هایشان بسیار مبهوت است”. نماینده ماری نیومن از وزارت امور خارجه خواست “فوراً این نقض قوانین بین المللی را محکوم کند.” نماینده مارك پوچان در نوشتن نامه ای با افراد دیگر ، ابراز “نگرانی عمیق از برنامه پیش رو اسرائیل برای اسكان اجباری قریب 2000 فلسطینی”.

از طرف خود ، الكساندریا اوكاسیو كورتس اقدامات ارتش اسرائیل را “غیرانسانی” خواند و گفت “ایالات متحده باید در دفاع از حقوق فلسطین رهبری بیشتری نشان دهد.” همین یک ماه پیش ، در مصاحبه با خاخام مایکل میلر ، رئیس شورای روابط یهودیان نیویورک ، نماینده کنگره “مترقی” همچنین در مورد “ارزیابی روندی که همه احزاب برای آن احترام قائل هستند” و ایجاد “راهی به صلح” صحبت کرد.

در همه این بیانیه ها واژه هایی به وضوح وجود دارد که وضعیت فلسطین را ارزیابی می کند ، مانند “اشغال” ، “آپارتاید” ، “استعمار مهاجران” و “پاکسازی قومی”.

ناامیدکننده است ، هرچند که اصلا تعجب آور نیست ، اما سیاستمداران آمریکایی استفاده از زبانی را که واقعیت اشغال اسرائیل در سرزمین های فلسطین را تحت الشعاع قرار دهد ، انتخاب می کنند. با این وجود مسئله در اینجا تنها چیزی نیست که آنها می گویند ، بلکه همچنین این است که چرا آنها مجبور به گفتن آن هستند.

این زبانی است که مدتهاست توسط لابی قدرتمند اسرائیلی در ایالات متحده تاسیس و ایجاد شده است تا واقعیت فلسطین را سفیدپوش کند و آپارتاید و استعمار اسرائیل را به عنوان مشکلی برای “حل منازعات و میانجیگری” معرفی کند. با تمرکز بر “صلح” به عنوان موضوع مذاکره بین دو کشور درگیر در “درگیری” ، این سخنان عدم تعادل قدرت بین اشغالگر و اشغالگران را می بندد و فلسطینیان را ساکت می کند و خواستار عدالت برای استعمار و جنایت اسرائیل است.

این واقعیت که سیاستمداران آمریکایی در سراسر طیف خود را مجبور به استفاده از این زبان می کنند ، نشان دهنده نه تنها تأثیر قابل توجهی است که لابی اسرائیل در ایالات متحده از آن برخوردار است ، بلکه نژادپرستی ساختاری جامعه و دولت آمریكا را نیز نشان می دهد. به عبارت دیگر ، تردید در نشان دادن حمایت از آرمان فلسطین نیز ریشه در ناتوانی سیاست آمریکا در تشخیص واقعی برتری سفیدپوستان ، سلسله مراتب نژادی و تبعیض اقتصادی-اقتصادی دارد که در خاک آمریکا تقویت و از آن دفاع می کند.

سیاست آمریکا نمی تواند ارزشهای عدالت ، پاسخگویی و برابری را – که بخشی از فلسطین و دیگر مبارزات مترقی است – بپذیرد ، زیرا برای پرورش امتیازات سفید طراحی شده است. و از این نظر ، ایالات متحده بسیار شبیه اسرائیل است: در هر دو کشور ، حقوق و فرصت های شما ناگزیر با توجه به نژاد یا قومیت شما تعیین می شود.

به چالش کشیدن این زبان هژمونیک به معنای به چالش کشیدن صادقانه کل سیستم سیاسی و ساختارهای قدرت آن است. و برای یک عضو کنگره ، این یک پیشنهاد خطرناک است.

ما باید تشخیص دهیم که در حالی که برخی از اعضای کنگره دارای دیدگاه های مترقی هستند ، آنها می دوند و انتخاب می کنند که در درجه اول به جوامع خود خدمت کنند ، جایی که انرژی خود را بر مشکلات داخلی آمریکا متمرکز می کنند. بیانیه ای در مورد اسرائیل که از نظر سازمان حزبی آنها “مشکل ساز” تلقی می شود می تواند درهای زیادی را بر روی آنها ببندد و آنها را از انجام تعهدات خود در قبال جوامع باز دارد. این همچنین می تواند به معنای از دست دادن موقعیت انتخابی آنها باشد.

فقط باید به واکنش دیده بان حقوق بشر مستقر در نیویورک نگاه کرد ، که ماه گذشته گزارشی منتشر کرد و ظلم و ستم اسرائیل بر فلسطینیان را همانطور که هست – آپارتاید – خواند. کمیته یهودیان آمریكا گفت كه استدلالهای آن “با یهودستیزی مرز است” ، در حالی كه مجمع حقوق بین الملل آن را “تهمت خون” ضد یهودی “خواند. سیاستمداران آمریکایی از چنین حملاتی می ترسند.

رضایت خاطر آنها ناامیدکننده است ، اما بازتاب واقعیت سیاسی آمریکا است.

اما در حالی که چنین سخنان تار و سیاهی از سیاستمداران آمریکایی را محکوم می کنیم ، باید در مورد برداشت ها و انتظارات خود به عنوان فلسطینی ها نیز تأمل کنیم. چرا بعد از گذشت این همه سال از سیاست خارجی محکم طرفدار اسرائیل در آمریکا ، همچنان به امید شنیدن چیزی متفاوت از سیاستمداران آمریکایی چسبیده ایم؟ چرا ایالات متحده هنوز برای ما مهم است؟

این واقعیت که سیاستمداران فلسطینی همچنان به آنچه سیاستمداران آمریکایی و سایر چهره های عمومی در مورد فلسطین می گویند علاقه مند هستند ، نشان می دهد که آنها همچنان ایالات متحده را یک واسطه قانونی برای صلح می دانند ، که اشتباه بودن آن بارها ثابت شده است. آنها هنوز به وعده های قدیمی که ایالات متحده بارها شکسته است پایبند هستند.

توافقنامه اسلو – “موفقیت” بسیار مضحک دیپلماسی آمریکا – از ابتدا غیرقابل اجرا بود زیرا معاهدات به زبان سیاسی آمریکا نوشته شده بودند. به زبان سلسله مراتب نژادی ، نه عدالت. با این وجود سیاستمداران فلسطینی به این توافق نامه های غم انگیز وفادار باقی می مانند ، که فقط عقب نشینی فلسطینیان را تأیید می کند و اشغال نظامی اسرائیل را تقویت می کند. این توافق نامه ها زبان سیاسی ما را نیز فلج می کند ، که مانند ایالات متحده آمریکا برای پنهان کردن واقعیت ظلم و ستم فلسطین استفاده می شود. این برای سرپوش گذاشتن بر استبداد فتح و حماس ، که حفظ رژیمهای خود را بالاتر از منافع مردم فلسطین قرار می دهند ، استفاده می شود.

تغییر در زبان سیاسی ایالات متحده و فلسطین فقط می تواند از طریق یک چالش پایدار برای وضع موجود ایجاد شود. و این به ناچار همراه با شوک خواهد بود. شاید لحظه ای که ما در لحظه ای زندگی می کنیم که فلسطینی ها در بیت المقدس ، بلکه در کرانه باختری و غزه ، برای مقاومت در برابر اشغال اسرائیل به خیابان ها بیایند ، تغییر ایجاد کند.

برای کسانی که دلسوز آرمان فلسطین در ایالات متحده و سایر کشورها هستند ، و حوادث اورشلیم را مشاهده می کنند ، مهم است که درک کنند این “درخواست” “حقوق بشر” و “صلح” نیست. این یک مبارزه مصمم برای عدالت و عزت است. همچنین برای آنها مهم است که درک کنند فلسطین در زبان دلسردکننده سیاست های آمریکا یا غرب نمی گنجد. تنها راه واقعی برای گفتگو در مورد آنچه اکنون در شیخ جرا ، مجموعه الاقصی ، دروازه های دمشق و سایر مناطق فلسطین اشغالی رخ می دهد ، از طریق زبان افراد محروم از حق رای و مبارزه آنها علیه آپارتاید ، استعمار ، اشغال و پاکسازی قومی است. .

مرکزیت فلسطینیان و انتخاب عدالت به عنوان چارچوب مرجع تنها راه گفتگو درباره آنچه اتفاق می افتد است. و ما به گفتگوهای بیشتر ، به عمل نیاز داریم. ما به افراد نیاز داریم تا برای تحولات آماده شوند و به آنها بپیوندند ، وضع موجود را به چالش بکشند و به تغییر جوامع خودشان و جاهای دیگر کمک کنند.

نظرات بیان شده در این مقاله از نظر نویسنده است و لزوماً منعکس کننده تحریریه الجزیره نیست.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *